بازگشت از مسافرت

بدون خداحافظی رفتیم  و با یک سلامی دوباره برگشتیم . سلام به همه دوستای گلم . نماز روزه هاتون قبول . مرسی از همه شمائی که به ما لطف داشتین و شرمنده از اینکه توی این مدت نتونستم محبت های شما رو جبران کنم . چند روزی میشه که از مسافرت برگشتیم . سفر تابستانی هر ساله ما رفتن به شمال خونه آقا جون و بعد از اونجا به جاهای دیگه . موقع رفتن انقدر سرم شلوغ بود که نتونستم کامنت بذارم و ازتون خداحافظی کنم .

و اما چی بگم از وروجکم که با کارها و شیرین زبونیهاش دل همه رو برده و کوچکترین فرصتی رو برای بازی کردن و شیطنت از دست نداد .

خونه آقاجون دوروبرش انقدر شلوغ بود که حسابی بساط بازیش به راه بود . از صبح که بیدار میشد با مهنا جون ( دختر دائیش ) و بعضی از روزها با بهار و محیا ( دختر خاله هاش ) مشغول بازی بود . اصلا حاضر نمیشد یک لحظه رو از دست بده منم وقتی میدیدم از بازی با بچه ها توی محیط باز لذت میبره زیاد بهش سخت نگرفتم .

حالا این دو ماهه رو سر فرصت براتون تعریف میکنم .

/ 6 نظر / 19 بازدید
مامان آرشیدا

عزیز دلم همیشه به شادی و گردش مامانش آوین گلم رو ببوس مهربون [ماچ]

مامان آرشیدا

1333 آوین جیگمل رو ببوس[ماچ]

زهره مامان آریان

سلام همیشه به گردش. پس عکسای دخملی کو که دلمون براش یه ذره شده.[ماچ][قلب]

عسل بانو

سلام رسیدن به خیر طاعات قبول منتظر عکسای جدید آوین هستیم[گل]

وانیا زیباترین هدیه خدا

عزیزم وبلاگت عالیه به وبلاگ دخترم حتما سربزن منتظریم وانیا باستان رو تو گوگل سرچ کن[ماچ][ماچ]

محيا كوچولو

ايشالله هميشه سفراي خوب و شاد بريد با آوين جونم[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] منم عكسامو آماده كردم[گل]