من و دستای خوشکل دخترم

اکثر بچه ها در سن خردسالی بنا به دلایل مختلف که یکیش میتونه هیجان باشه عادت میکنند به جویدن ناخن . آوین هم خدارو شکر این مرحله رو در سه سالگی پشت سر گذاشت  البته دخترم  ناخن نمی جوید چون همیشه ناخنهاشو کوتاه میکردم ولی عادت کرده بود موقع تماشای TV انگشتشو بین دندوناش نگه میداشت یا لبهاش تو دستش بود و بازی میکرد ( نمیدونم متوجه منظورم شدید یا نه !!!!!!! ) خلاصه اینکه روشهای مختلفی برای ترک این عادت امتحان کردم از جمله چسب زخم رنگی بود که درش میآورد وجواب نداد تا اینکه رو آوردم به همون دارو تلخ خودم که از دارو خانه خریدم و خیلی آروم و بدون خشونت بهش گفتم ببین چقدر بدمزه ست . اگه دفعه بعد ببینم این کارو تکرار میکنی میریزم رو دستات . باور کنید در عرض چند روز ، دیگه ندیدم انگشتش تو دهنش باشه .

خلاصه اینکه چند روز پیش بعد از مدتی دیدم موقع تماشای TV باز انگشتش تو دهنشه که ناگفته نماند به خاطر پخش کارتونی بود که خیلی هیجان داشت . چند بار بهش تذکر دادم ولی گوش نکرد . رفتم دستاشو محکم گرفتم توی دستم و گفتم  دارو تلخ یادت رفت ؟؟؟؟؟ چند دقیقه ای زل زد تو چشام و بعد با قهر دویید تو اتاقش و شروع کرد به گریه کردن . وقتی رفتم که براش بیشتر توضیح بدم فوری دستاشو کشید سمت من و با هق هق گریه گفت : این همون دستای خوشگل دخترته که هر وقت جاییت درد میگیره ماساژش میده که خوب بشه . دلت میآد بهش دارو تلخ بزنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وااااااااای که چقدر بد میشه آدم جلو یه بچه کم بیاره . واقعا نمیدونستم چی باید بگم ......

عزیزترینم ، مامان همیشه دوست داره و نمی خواد کوچکترین آسیبی بهت برسه . اگه تلخی کردم ودل کوچولوت و رنجوندم ، ببخشید فرشته مهربونم . یا به قول خودت :

I am Sorry

عکس سال قبل  آوین

ببینید این وروجک نسبت به پارسال چقدر عوض شده 

/ 9 نظر / 78 بازدید
میترا

الهییییی... چقدر بچه ها زرنگ هستن. ماشاالله به دختر قشنگ و باهوش. مامانش کم آورده. [نیشخند] چقدر بزرگ و خانم شده

مامان بردیا

وای عزیزم چه حالی پیدا کردی اون لحظه عزیزم واقعا درکت میکنم نمیدونن برا خودشون هست هرچی میگیم الهی [ماچ][ماچ]

یاسمین

وااااای که چه به موقع این حرفو زده [ماچ] باریکلا که به فکر مامانی هستی[قلب] ماشاله خانوم شده[گل]

مامان آرشیدا کوچولو

[گریه] مامان ... آخه چطور دلت اومد با فرشته کوپولوی من این کار رو بکنی [ناراحت] در این زمینه از مامان روانشناس کمک بگیر [ماچ] آدرسش توی منتخب های نی نی وبلاگه روانشناسی کودک [چشمک]

عسل بانو

ای جانم هزار ماشالله مامان اعظم، مدارا و گفتگو خشونت خشونت میاره[چشمک]

زهره مامان آریان

الهی قربون اون دستای کوچولو دل مهربونت بشم.طفلی بچه دلش شکست.واقعا اون لحظه آدم نمیدونه چی باید بگه. ولی خوب شما هم که تقصیری نداری.ما هرکاری می کنیم به خاطر خودشونه[قلب]

مامان نوا

سلام مامان اوین .خوبی؟من تازه وبلاگتو دیدم وقتی مطالبو خوندم خوشحال شدم که اینقدر با اوین دوستداشتنی روزای خوبی رو میگذرونی.من هم روزهای شیرین کوچیکی نوا رو از دفتر خاطرات دارم کم کم تو وبلاگش مینویسم .امادر موردناخن جویدن اتفاقا من هم این مشکلو با نوا داشتم و خیلی راهها رو امتحان کردم و از اینترنت هم سرچ کردم فکر کنم دلیلش فیلمهای هیجانی وکمی ترسناکی باشه که بچه ها وقتی تو این سن میبینند چون نمیتونند از واقعیت جدا کنند دچار استرس میشند وشروع میکنند به ناخن جویدن.راهی که من موفق شدم که نوا ترک کنه این بود به مدت یه هفته اجازه ندادم فیلمهای هیجانی ببینه و توی این مدت هم هر وقت دچار هیجان میشد و دستشو بمیذاشت تو دهنش یه جوری حواسشو پرت میکردم و همیشه هم بهش گوش زد میکردم اگه ناخناش بلند شه عروسک سیندرلا که قبلا دیده بودو براش میخرم ویه سری عکس های ناخنای خوشگل بهش نشون دادم و گفتم اگه شما هم ناخنتو نجویی وقتی بزرگ بشی ناخنات اینجوری میشه.ببخشید اعظم جون که سرت درد اوردم اماچون نوا هم این مشکلو داشت و من هم از این موضوع خیلی زجر میکشیدم با خودم گفتم شاید این مطالب بدرت بخوره

فائزه

قربونش.. دختر مهربون.. آپم البته شاید دیده باشیش ولی نظر نذاشتن به منزله ندیدنه!