وقتی دنیا اومدی

خیلی وقته که میخواهم خاطرات دختر کوچولوم را بنویسم اما ..... اشکال نداره. حالا یک کم از آوین براتون میگم.

 آوین روز 26 شهریور 87 بدنیا اومد . اون روز برای من و باباش روز قشنگی بود .

الان دخترم توی هشت ماهگی هستش خیلی کارا بلده که کم کم به همش می رسیم

برای مثال می تونه چهاردست و پا راه بره . دیوار و میز و همه چیو تقریبا می گیره و می ایسته

اما نمی دونم چرا هنوز دندوناش در نیومده .

/ 5 نظر / 14 بازدید
چهل درجه زیر شب

آخی نازی چه شیرین هست وقتی بچه کوچیک هست ایشالله داغش رو نبینی از قول من ببوسش و مراقبش باش به منم سر بزن

سارا

سلام خوبی خاله جوونم الهی خاله سارا فدات بشه الان میتونم تصور کنم چجوری چهار دست و ژا میری اخه همه روز فیلمتو نیگاه میکنم قلبونت بشم من مامانی دندونم در میاره از مامان بژرس خودت دیر دندون در اوردی چیه نکنه دلت میخواد دندوناش در بیاد یه گاز حسابی بگیرتت آوین خاله دندونت در اومد یه گاز اساسی به مامانی بگیر ....نه شوخی کردم کار بدیه خاله جونم فدات بشم الیه از راه دور میبوسمت قلبون تو خاله سارا[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

سارا

سلام خاله جوووونم خوبی فدات بشم من الهی بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

coly

سلام انشا الله آوین کوچولو رو خدا هزار سال براتون نگه داره کولی

خاله سارا

سلام خاله جوونم خوبی فدات بشم خاله خیلی دلم برات تنگ شده کارم شده هر روز عکستو دیدن و کلی قربون صدقت رفتن فدات بشم خاله جوونم از دور میبوسمت راستی این کولی یکی از بهترین دوستام تو وبمه دیدی اومد اینجا واست نظر داد [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] اینا واسه مامان اعظم [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] دوستون دارم