آوین در زبانکده

تا من و بابایی مسعود  سر ساعتهای کلاسش به توافق برسیم دیدیم مهر تموم شد آخه من میگفتم از 8 صبح تا 12 ظهر براش زیاده و یه وقت دلزده نشه .هرچند کلاسهای  دوره های قبلش که یک ونیم ساعته بود ،وقتی تموم میشد میگفت هنوز زوده بریم خونه . بالاخره گذاشتیم به عهده خانوم کوچولوی خودمون که خودش تصمیم بگیره . وقتی بهش گفتم میتونی صبح زود بیدار بشی وبری زبانکده ، کلی ذوق کرد وگفت (یعنی مثل مهنا جون وستایش جون (دختر دایی ودختر عموش) دیگه بزرگ شدم وباید صبح زود برم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)  آخ جون ...

وقتی انرژی وهیجانش رو دیدم فهمیدم نگرانیم بی مورده .

خلاصه اینکه از اول آبان  میره زبانکده نیک و خیلی هم خوشحال وراضی هست .

عروسک خوشگلم ،امیدوارم همیشه پرانرژی، شاداب وموفق باشی .و بهترینها رو برات آرزومندم.  

 

آماده برای رفتن به زبانکده

منتظر سرویس

محوطه مهد زبان نیک

/ 9 نظر / 36 بازدید
میترا

چه کار خوبی می کنی که میزاریش کلاس زبان. البته نوشتی مهد زبان. با کلاس زبان فرق داره؟ از این مهدهای دو زبانه است؟

ستایش

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای اوین جونم چقدر خوشکل شدی گلم[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

مامان آرشیدا کوچولو

این فوق العاده ست آفرین مامی و ددی با فکر [دست][دست] قربون اون ژست گشنگت بره خاله فرشته کوچولوی من [قلب]

عسل بانو

مطمئنم که آوین هیچ وقت این لطفی که بهش کردین و از این سن آموزش زبان رو شروع کردین فراموش نمی کنه آفرین مامان اعظم مهربون[گل]

وانیا

کجایید نیستید [چشمک][چشمک]

ستاره

ای جانم ورود خانوم کوچولو به زبانکده مبارک[ماچ]

محيا كوچولو

سلام خاله جوني ممنون كه به من سرزدين و اظهار لطف كردين. ايشالله هميشه شما و ني ني نازنازي تون شاد شاد و سلامت باشيد[گل]آؤين عسلي عزيزم ديگه بزرگ شده[ماچ]

پوروچیستا

اعظم جون تبلیغ میکنی وا3 نیک..!؟ اگه آوین راضبه منم برم مهد زبان اونجا...!!!! ولی لباس فرمش خیلی خوشگله.. آماده خریدی!؟!؟

الهام مامان آوینا

افرین به این دختر دوستداشتنی که انقدر زیبا زبان را یاد گرفته. لینک شدید با افتخار. باشد اوین و اوینا دوستان خوبی برای همدیگر گردند...