مسافر کوچولو

از آنجائیکه عزیز جون و آقاجونش (پدر و مادر خودم) و بقیه خونوادم آوین گلی رو ندیده بودن از نزدیک ( البته با وبکم دیده بودن ) بعد از عروسی عمه جونش یه سر رفتم شمال ( این وروجک برای اولین بار مجبورم کرد بدون باباش برم مسافرت ) اولین مسافرت آوین کوچولو با هواپیما بود وقتی رسیدیم باید می دیدید چه ها که نکردند براش .

خلاصه این موندن 45 روز طول کشید . از همونجا بود که عادت کرد به آهنگ حسنی گوشی خالش .(این گوشی خاله مریمشه )

/ 7 نظر / 18 بازدید
شبنم مامان آوین

همیشه به سفر و گردش خانوم خوشگل نازنازی[ماچ][قلب] تروخدا مامانی موبایل را کنار این خوشگل خانوم نگذارین اخه خیلی براش ضرر داره اگر هم میگذارین خاموشش کنین[ناراحت]

ارغوان

واییییییییییی جانمممممممم[بغل][ماچ] چقدر نازه اوین جیگر[ماچ] حالا شدن 3تا اوین[چشمک][قلب] ببوسیدش[ماچ]

ارغوان و کوچولوها

از اشنایی با شما و دخمل گلتون خوشحال شدیم[لبخند] دوست داشتید پیش ما هم بیاید[قلب]

خاله سارا

الهی خاله فداش بشه دلم برات خیلی تنگ شد خاله نمیایی بندرعباس بیا دیگه[ناراحت] مامان اعظم خوب بیا دیگه وای خاله کلی لباس و چیز میز واست خریدم چند روز دیگه میفرستم بیاد فدات بشم راستی فیلمتم دیدم دایی علی اومد بندر نشونم داد قلبونت برم من همرو بلوتوث کردم تو گوشیمه هرروزم نیگاش میکنم جیگر منیییییییییییییییییییییییییییی اینو داد زدم گفتم [نیشخند]

پرهام

سلام کوشولوی ناز جیگلتو خام خام بخولم یوهووووو. به قول بعضیا B0o0o0o0os Bo0o0o0o0os

مسعود

سلام منم اسم دخترم آوينه والان رفته تو12ماهگي واسه دخمل گلتون آرزوي موفقيت دارم

نامشخص

بنده هنوز نفهمیدم آوین کیه !؟!؟![اضطراب]