فرشته خونه ی ما

سلام به همه دوستای گلم . مرسی از شما که با کامنتهای پر مهرتون به ما لطف داشتید چند وقت که کمرنگ شده بودیم به خاطر ویروس آنفولانزا بود که گرفتارمون کرده بود .

 و اما بشنوید از پرستار کو چولوی نازنینم .

آوین وقتی می دید خیلی بی حالم ف دائم می اومد دور وبرم  . هی نوازشم میکرد و منو میبوسید . تا سرفه میکردم میگفت" چی شده مامان گلم ، میخوای برات آب بیارم" ؟؟؟!!! بهش گفتم عزیزم زیاد نزدیکم نشو شما هم سرما میخوری . دیدم میگه " نگران من نباش شما استراحت کن " !! بعد از چند روز با وجود اینکه کلیه نکات بهداشتی رو هم رعایت کرده بودم ولی متاسفانه دخترم گرفتار این ویروس شده بود گفتم دیدی آخرش شما هم سرما خوردی بهت گفته بودم انقدر بهم نزدیک نشو. ببینید قربونش برم چی جوابمو داد !! بهم گفت "مامان انقدربوسیدمت تا مریضی شما بیاد توی تنم و من مریض بشم وشما خوب بشی!!!!!!!!!!."

.ای جوووووووووونم به این دخترم .

چند روزی برای دوتا مون به سختی گذشت .همش بیحالی ، ضعف وسر درد و آبریزش شدید .انگار دارو ها هم هیچ اثری نمی داد . البته حال خودم خیلی بد تر بود .

 یه روز عصر  صدای اوینو از تو اتاقش شنیدم که هی با خودش حرف میزد وآروم گریه میکرد . صداش کردم که چی شده ؟؟؟ دیدم اومد خودشو انداخت توی بغلم وهمونطور که هق هق میکرد گفت " داشتم برای خود مون دعا میکردم تا زود تر خوب بشیم گفتم خدایا مامانم خوب بشه !!!!!!!!

واااااااای !!! با این حرفش اشکمو در آورده بود . آخه چی میتونستم بگم در برابر این همه مهربونی .محکم بغلش کردم وسعی کردم آرومش کنم .گفتم خوب میشیم دخترم ." گفت پس کی؟؟؟؟ آخه نمی خوام مامانم مریض باشه ."  قربون قلب مهربونت بشم فرشته کوچولوی خودم .

 باور کنید با دعای پاک دخترم ، به آخر شب نکشید که خیلی حالم بهتر شده بود . سردردم خوب شده بود و در عرض چند ساعت احساس خوبی پیدا کردم ودر نهایت هر روز بهتر میشدم . برای من مثل یه معجزه بود اولش  باورم نمیشد که به این سرعت... !!!!!!!!!!!!!! ولی مگه میشه خدای مهربون صدای فرشته معصوم زمینی شو بشنوه ومعجزه نکنه ؟؟؟؟؟؟؟. خدایا تو را سپاس .

 

 

   

 

 

 

 

/ 8 نظر / 17 بازدید
مامان گلی

الهی همیشه درکنارهمدیگر سلامت وشاد باشین [قلب] منم این ویروس راگرفتم کیمیا میومد کنارم هی سوأل میکرد مامان خوب شدی دیگر مریض نمیشی می تونی بامن بازی کنی منم باهرسختی بود بلند میشدم[قلب]

ستاره

آخی مامان و دختر جفتشون مهربون! خداروشکر که بهتر شدید عکس آوین جونیم هم خیلی ناااااااااااااااازه[گل]

☆ یاسمین ☆

وای چقد بد[ناراحت]قربون پرستار کوچولوت برم که انقد با احساس و خوش قلبه[بغل][ماچ]خدا برات حفظش کنه[تایید]خیلی خوشحالم که بهترید.مواظب خودتون باشید عزیزم[قلب][گل]

میترا

آفرین به این دختر ناز. دخترها به خاطر همین مهربونی ها و توجه کردن هاشون دوست داشتنی و خواستنی هستن

الهام مامان آوینا

خدا راشکر که بهتریت. مگه میشه خدا دعای این فرشته ها را اجابت نکنه... اعظم جون ممنونم بابت رایت

دخترک

سلام توروخدا به دختر نازت بگو با دل پاکش برای منم دعا کنه لباسش خیلی نانازه اون قیافه جذابشو ببوس فدر فرشته کوچولوتم بدون همه خونه ها فرشته ندارنا[ماچ]

فائزه...

سلام اعظم جونم.. دلم خیلی تنگتون شده بود.. خوب دیگه بروز میشی یه خبر نمیدی ها... ولی من اومدم خبر کنم که آپم.. وبم رو هم کلی تغییر دادم.. اسممو تو لینکات عوض کن..[قلب] آوین روهم ببوس از طرف من.. منتظرتم