آوين مشعل چی
سرخی عشق در زلالی آب 
قالب وبلاگ

بعد از یک ماه که شمال بودیم قسمت شد و یه سفر سه نفره به مشهد رفتیم . دخترم بار اولش بود که سفر مشهد رو تجربه می کرد به قول خودش که به همه میگه (( مش آوین شدم )) وقتی توی حرم چادر گل گلیش رو رو سرش کردم مثل یه عروسک شده بود قربونش برم راه میرفت و من و بابا مسعودش هم قربون صدقش میرفتیم . کلی هم سوال در مورد حرم و امام رضا و شلوغی و صحن هائی که شبیه هم بودند می پرسید که من و بابا مسعودش به کمک هم جواب سوالاش را می دادیم .

دخترکم توی شلوغی و گرمای هوا پا به پای ما راه میومد و اصلا هم اذیت نمی کرد وقتی خیلی خسته شده بود گفت مامانی اعظم اینجا چرا شبیه همدیگه است چرا خیابون رو نمی بینیم که بریم خونه ؟

توی این مدت خونه یکی از بستگان بودیم با اینکه بچه نداشتند حسابی آوین باهاشون جور شده بود و با شیرین زبونیهاش سرگرمشون کرده بود . یه روز هم خونه دوست خودم دعوت بودیم که آوین حسابی با بچه های خاله محبوبه دوست شده بود .

نازنین و مهرآنه (دخترهای خاله محبوبه ) و آوین

خلاصه توی این یه هفته ای که مشهد بودیم خیلی خوش گذشت . 

[ جمعه ۱۳ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ٥:٤٩ ‎ب.ظ ] [ اعظم مامان آوین ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آوین ما در روز 26 شهریور ماه 1387 در بیمارستان نبوی شهر دزفول بدنیا اومد آوین در زبان اوستا به معنای زلال مثل آب و در زبان کردی به معنای عشق آمده است
نويسندگان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
امکانات وب