آوين مشعل چی
سرخی عشق در زلالی آب 
قالب وبلاگ

با مردی که در حال عبور بود برخورد کردم  - اووه !! معذرت میخوام . من هم معذرت میخوام . دقت نکردم ...
ما خیلی مؤدب بودیم ، من و اون غریبه خداحافظی کردیم و به راهمان ادامه دادیم .

اما در خانه با آنهایی که دوستشان داریم چطور رفتار می کنیم .

کمی بعد ازآن روز ، در حال پختن شام بودم .  دخترم خیلی آرام کنارم ایستاد همینکه برگشتم به اوخوردم و تقریبا انداختمش . با اخم گفتم : ”اه !! ازسرراه برو کنار“ 

قلب کوچکش شکست و رفت . نفهمیدم که چقدر تند حرف زدم .

وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت : وقتی با یک غریبه برخورد میکنی ، آداب معمول را رعایت میکنی اما با بچه ای که دوستش داری بد رفتار میکنی . برو به کف آشپزخانه نگاه کن . آنجا نزدیک در، چند گل پیدا می کنی  .

آنها گلهایی هستند که او برایت آورده است . خودش آنها را چیده  .صورتی و زرد و آبی . آرام ایستاده بود که سورپرایزت بکنه . هرگز اشکهایی که چشمهای کوچیکشو پر کرده بود ندیدی .


در این لحظه احساس حقارت کردم ، اشکهایم سرازیر شدند . آرام رفتم و کنار تختش زانو زدم . بیدار شو کوچولو ، بیدار شو . اینا رو برای من چیدی؟ گفتم دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری که امروز داشتم نمی بایست اونطور سرت داد بکشم .


گفت : اشکالی نداره من به هر حال دوستت دارم مامان . گفتم : من هم دوستت دارم دخترم و گلها رو هم دوست دارم خصوصا آبیه رو .


گفت : اونا رو کنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگلن میدونستم دوستشون داری ، مخصوصا آبیه رو  ...

[ پنجشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ اعظم مامان آوین ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آوین ما در روز 26 شهریور ماه 1387 در بیمارستان نبوی شهر دزفول بدنیا اومد آوین در زبان اوستا به معنای زلال مثل آب و در زبان کردی به معنای عشق آمده است
نويسندگان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
امکانات وب