آوين مشعل چی
سرخی عشق در زلالی آب 
قالب وبلاگ

روز تولد تو یعنی روز عشق

یعنی روزی همراه با نفس

شاهزاده ی قصه های من , مهر ماهی من ... پسر پاییز طلایی من تولد سه سالگیت به همراه یه دنیا مهر و برکت و آرامش مبارک . ماچ 

با من همراه باشید در ادامه ی مطلب 

 


سی ام مهر ماه شاه پسرم شمع سه سالگیشو  با یه دنیا شور و اشتیاق فوت کردتشویق . وااااای که این بچه ها چه دنیایی دارند . روز تولدشون که میشه انگار تموم دنیا مال خودشونه و ما بزرگترها هم غرق در لذت میشیم از شادی اونها .ماچقلب

دو سال اول تولد پسرم مصادف بود با دهه ی اول محرم که نمیشد براش جشن بگیریم . ولی امسال براش یه جشن کوچولوی خانوادگی گرفتیم . مژه

هر چی که سالهای قبل کوچیک بود از تولد و جشن چیزی نمیدذونست , امسا ل تلافی کرد .نیشخند گفته باید کیک تولدم باب اسفنجی باشه و بادادک آبی وسفید و نالنجی بخرین و ... لبخند

این کیک تولد پسرمه به انتخاب خودشخجالت

عززززززیزم. انقدررر ذوق کرد وقتی شمع رو فووت می کردماچ  

 ای جووووووونم به شما  

ستایش جووون ماچو ابوالفضل خوشگله ماچ دختر عمو و پسر عموی آوین و آبتین . که با اومدنشون خیلی خوشحالمون کردن و ممنون از کادویی که به پسرم دادند .قلب

وقتی آوین کادوشو داد به آبتین , کلی ذوق کرد و هیجانزده شد . هوراآخه همون چیزی بود که دوست داشت . وقتی باهاش بازی میکرد همش میگفت ممنونم که برام ماشین دیوونه خلیدی بغلماچ

انقدر حرفها و رفتارهای بچه ها توی این سن وسال  با نمک میشه که آدم دوست داره بچه بمونن و بزرگ نشن . مث پسرک من که هر سری یه چیزهایی میگه که متعجبم میکنهتعجب

هر وقت غذا میخوره (خصوصا غذایی که خیلی دوست داشته باشه مث لازانیا) تا قاشق رو برد توی دهنش لباشو تمیز میکنه و دستاشو میکشه سمت منو میگه مامانی بیا !!! بعد بغل و بوسم میکنه و میگه خیلی دوستت دالم . گذات (غذا) خیلی خومزه ست . ممنون که این گذا خومزه رو دلست کردی!!! لبخندخنده

توی حرفاش" اما " و "ولی "و "مثلا" زیاد استفاده میکنه و یا میخواد حرفی بزنه  میگه گوش کن میخوام برات توضیح بدم . دوستت دارم گفتن که ورد زبونشه .ماچ وقتی چیزی میخواد اول میگه مامان دوستت دالم و بعد درخواستشو میده .قلب

چند روز پیش بهم میگه مامانی دوست داری پسرت بزرگ بشه و بره کارا تو بکنه , مثلا برم خرید کنم ؟؟؟مژه منم برای یه لحظه اونروز و جلوی چشام تصور کردم و آرزو کردم که  زودتر از راه برسه .بغل رو  بهش گفتم بله عزیزم چرا که نه!!قلب

دیدم عصر به بابا مسعودش میگه بابایی یه پولی بده برم خرید کنم!!! بعد رو به من کرد و گقت مامان چی میخواستی ؟ ماست و ماکالونی فقط؟؟؟ّ!!! تعجبتعجب

خلاصه اینکه این وروجک با حرفاش , با اون حالت بچگانش دلی از مااااا میبره . ان شالله  در پستهای بعدی بازم از شیرینکاریهاش میگم .

روزهای آخر پاییزیتون سرشار از لحظه های شاااااااد . قلب

 

  

 

[ یکشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٥ ] [ ۸:۱۸ ‎ب.ظ ] [ اعظم مامان آوین ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آوین ما در روز 26 شهریور ماه 1387 در بیمارستان نبوی شهر دزفول بدنیا اومد آوین در زبان اوستا به معنای زلال مثل آب و در زبان کردی به معنای عشق آمده است
نويسندگان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
امکانات وب