آوين مشعل چی
سرخی عشق در زلالی آب 
قالب وبلاگ

در یکی از پستهای قبل گفته بودم که آوین اصرار زیادی داره برای داشتن یک همبازی همیشه میگفت ما یه خانواده نیستیم . باید یه بچه ی دیگه هم باشه تا بشیم یه خانوادهتعجبتعجب

 یه روز با کلی مقدمه چینی بهش گفتم : یادته  دعا میکردی که یه نینی داشته باشیم ؟؟؟  خدا  دعات رو قبول کرد و قراره یه نینی نازی به دنیا بیاد و بشه همبازی دخترم . چند ثانیه فقط بهم نگاه کرد هیپنوتیزم بعد با کلی ذوق گفت :   مامان راست میگی؟؟؟  گفتم آره عزیزم . اومد محکم بغلم کردبغل و گفت ، باورم نمیشه یعنی  قراره یه  داداشی  داشته باشم ؟؟؟؟؟؟هوراهورا

ور.جک مامان  از روز اول فقط میگفت داداشی . من هم سعی میکردم براش توضیح بدم که دختر یا پسر فرقی نداره مهم اینه که یه همبازی داشته باشه . بهش گفتم دخترم فقط نگو داداشی ممکنه یه دختر کوچولو به دنیا بیاد و بشه خواهرت .فرشته

وقتی اینجوری میگفتم ، با اون چشای قشنگش مژهنگاه خوشگلی  میکرد و با اطمینان کامل  میگفت مادر من ، من دارم میبینم که پسرهتعجبخنثی .

فداش بشم نمیدونید روز سونو چقدر هیجان داشت  تا ببینه دکتر چی میگه . زل زده بود به مانیتور  منتظرابرووقتی دکترگفت پسره .خنده شیطنت آمیزی کرد خوشمزهوخودشو چسبوند به بابا مسعودش .

وقتی رفتیم بیرون دیدم روبه من و باباش کرد و گفت دیدین گفتم پسره . داداشی خودمه قلبماچ... گفتیم خب حالا اسمشسو چی بذاریم . دیدم نفس عمیقی که نشون میداد دیگه  خیالش راحت شد کشید و گفت : من گفتم پسره  دیگه اسمشو خودتون انتخاب کنید .!!!!خنثیخنثی

اگه بدونید چه ذوقی میکرد. از خوشحالی دخترم، اشکم در اومده بود .خدا رو شکر میکنم که به آرزوش رسید  آخه خییییلی دلش یه داداشی میخواست . 

                                                    عکسهاشونو ببینید 

 

                       فداااااااااااا تون بشم ماچماچ

[ سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ ] [ اعظم مامان آوین ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آوین ما در روز 26 شهریور ماه 1387 در بیمارستان نبوی شهر دزفول بدنیا اومد آوین در زبان اوستا به معنای زلال مثل آب و در زبان کردی به معنای عشق آمده است
نويسندگان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
امکانات وب