آوين مشعل چی
سرخی عشق در زلالی آب 
قالب وبلاگ

اسفند رو به پایان است . وقت کوچ کردن به فروردین , وقت بخشیدن و صاف کردن دل , پس مرا ببخش , اگر با نگاهی یا صدائی یا زبانی بر دلت ترکی انداخته ام ...

سالی پر از شادی و  بهروزی برای همه شما عزیزان آرزو مندم ...

[ شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٩:٤٦ ‎ب.ظ ] [ اعظم مامان آوین ] [ نظرات () ]

اگر از همان ابتدای کودکی نقاشی و تصاویری که کودکان ترسیم می کنند مورد تشویق قرار گیرد ، احساس خوبی خواهند داشت و در جهت ارتقای تصاویر کشیده شده تلاش بهتری خواهند کرد .

خانواده هایی که کودکشان به نقاشی علاقه دارند ، بهتر است محیط خانه را پذیرای هنر کودکانه آنها کنند . مثل من که در و دیواری برام نمونده هیچ ، هنر نقاشی وروجک به دست و پا و صورت وحتی به مبلها و بالشتش هم کشیده شده .

برای جلو گیری از خرابکاری بیشتر یه طرف از دیوار اتاقشو به ارتفاع یک متر کاغذ سفید چسبوندم تا هر کاری دلش  خواست انجام بده آخه آوین نقاشی کردن رو خیلی دوست داره ( خصوصا با آبرنگ ) اوایل می نشستم کنارش و بهش می گفتم اینو بکش ، اینجوری بکش و ....

چند وقتی گذاشتم به حال خود باشه . یه روز که نقاشی می کشید ، دیدم با ذوق وشوق اومده و میگه : "مامان اعظم ، ببین من یه موش کشیدم" گفتم ببینم . دیدم قربونش برم ، از رنگهای مختلف روی همدیگه استفاده کرد و یه چیزی که از نگاه خودش شبیه موش بود کشیده . همینطور یه چیز دیگه ای نشونم داد و گفت " به نظرت این چیه؟؟؟؟؟؟؟؟" گفتم شما بگو !! گفت "این یه خربزه هست" که راست میگفت  شبیه خربزه قاچ شده بود . از اون موقع به بعد سعی میکنم موقع نقاشی کمتر دخالت داشته باشم و بیشتر تشویقش می کنم .

مثلث ، مربع ، دایره ، خونه ، آدمک و رنگین کمان و... هم از خیلی وقت پیش می تونه بکشه .

دخترم دیگه میتونه خیلی راحت از 1 تا 20 بشماره و همین طور از 1 تا 10 انگلیسی و الفبای انگلیسی رو هم خوب میخونه . از کار با کامپیوتر چی بگم که پاشو کرده تو کفش باباش و واسه خودش یه پا مهندسه . برای اینکه چشماش اذیت نشه زیاد بهش اجازه نمیدم که بشینه پای کامپیوتر به خاطر همین وقتی اجازه میخواد  بهش میگم : "کامپیوتر روشن نمیشه " فوری میگه : " بیا مامان بهت بگم چه جوری روشن میشه " .

میگم اخه چقد بلایی دختر؟؟؟؟؟؟؟؟ میگه "خب مامان ببین من تمرینهامو باید انجام بدم" .

 

این هم عکسهای به قول خودش انجام تمرینات نقاشی کانون .

تمرین اشکال 

 

قاچ خربزه

نقاشی موش 

[ یکشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ] [ اعظم مامان آوین ] [ نظرات () ]

وااااااااااااای از دست آوین و ژستهاش .هر کاری که می کنه فوری ژست میگیره و میگه " مامان ، عکس " .

به علت تعداد زیاد عکسها اونا رو توی ادامه مطلب گذاشتم ...


ادامه مطلب
[ جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ] [ اعظم مامان آوین ] [ نظرات () ]

برای همپای لحظه هایم ، مسعود مهربانم

به پاس  تمام زحماتت. . .

خدا را شاکرم که تو بهترین را در تقدیرم  قرار داد . تویی که همیشه وجودت به من آرامش  میده .

عزیزترینم ، به خاطر تو ، وجود مهربان تو ، و به خاطر میوه ی عشقمون " آوین عزیزم " و بابت این خونه ای که برام پر کردی از عشق و محبت ، همواره خدا را شکر می کنم و می خوام تا وقتی نفس می کشم لایق قلب مهربان تو باشم .

خدایا ماییم و دنیامون و تو .  میدونی که خیلی دوستت داریم . تنهامون نذار

روز مهندس رو به همسر عزیزم و همه باباهای مهندس تبریک میگم  .

[ جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٧:٢٤ ‎ب.ظ ] [ اعظم مامان آوین ] [ نظرات () ]

و ماه خیلی خیلی زیبا بود . . .

ماه یک روز با خودش گفت: من که ماه بلند آسمونم ، چرا باید همه اش تنها بمونم ؟؟

و نفهمید چطور شد که صدایی شنید. صدا گفت: تو که ماه بلند آسمونی، منم ستاره میشم دورت می گردم . بعد ماه دید یک ستاره خیلی خیلی قشنگ داره دورش می گرده

ماه گفت : تو که ستاره میشی دورم می گردی ، منم ابر میشم روتو می گیرم . و بعد ابر شد  و روی ستاره را گرفت .ستاره گفت : تو که ابر میشی رومو می گیری ، منم بارون میشم چک چک می بارم . آنوقت ستاره چک چک شروع کرد به باریدن .

ابر گفت :  تو که بارون میشی چک چک می باری ، منم سبزه میشم سر در میارم . و آنوقت سبزه ها از زمین سربیرون آوردند .

باران گفت: تو که سبزه میشی سر در میاری ، منم  گل میشم و پهلوت میشینم . و آنگاه جهان پر از گل شد .

سبزه گفت : تو که گل میشی و پهلوم میشینی ، منم بلبل میشم چه چه می خونم . و آنگاه جهان پر از ترانه شد

گل گفت : تو که بلبل میشی و چه چه می خونی ، منم آینه میشم و جلوت میشینم .

بلبل کفت :  تو که آینه میشی جلوم میشینی، منم عروس میشم خودمو میبینم .

آینه گفت : تو که عروس میشی خودتو میبینی ، منم داماد میشم رو تو می بوسم .

و دیگرکسی چیزی نگفت. . .

عکس آیینه در تئاتر کودک

متن بالا ، مربوط به تئاتری میشه که آوین ودوستاش توی کانون اجرا کردن. در واقع نوعی خلاقیت نمادین که برای رشد تخیل بچه ها ست که خودشون رو به جای یکی دیگه تصور میکنند .

وروجک من نقش آینه رو داشت که قربونش برم با اعتماد به نفس کامل ایفای نقش کرد .

این هم عکس دوستای آوین توی کانون

سما ؛ آوین ؛ امیرصدرا ؛ مهرزاد

[ سه‌شنبه ٢ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ٤:٠۸ ‎ب.ظ ] [ اعظم مامان آوین ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آوین ما در روز 26 شهریور ماه 1387 در بیمارستان نبوی شهر دزفول بدنیا اومد آوین در زبان اوستا به معنای زلال مثل آب و در زبان کردی به معنای عشق آمده است
نويسندگان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
امکانات وب