آوين مشعل چی

سرخی عشق در زلالی آب

+ مادر

آرزو دارم بهاران مال تو

شاخه های یاس خندان مال تو

ساده بودنهای باران مال تو

آن خداوندی که دنیا آفرید 

تا ابد همراه و پشتیبان تو

میلاد حضرت فاطمه (س ) و روز مادر بر همه مامان های خوب و مهربون مبارک 

نویسنده : اعظم مامان آوین ; ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها: مادر
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ وروجک خوش زبون

 چقدر خوبه که می بینیم حرکات ، رفتار و حرفهای  بچه هامون نسبت به سال قبل ، ماه قبل و یا حتی هفته قبل تغییر می کنند .

یه دفعه به خودت میآی و می بینی چقدر بزرگ و مستقل شدند . امروز که به دخترم نگاه میکردم متوجه شدم نسبت به یکی دو ماه گذشته ، چقدر عوض شده .

 قد بلندتر شده ، در انجام کارهاش مستقل شده و بدون کمک من اونا رو انجام میده و خوش زبون تر از قبل شده .

الان که میخواستم این پست رو بذارم اومده بهم میگه ((مامان اجازه بده من بشینم ، میخوام کار کنم ، بازی کنم  )) و از اونجایی که همیشه بهش میگم بیا بریم به دوستای وبلاگی سر بزنیم یا ببینیم کی اومده بهمون سر زده این بار قبل از اینکه من حرفی بزنم  گفت ((هیچکس تو وواگ من نیومده . بی خیال شو)) . وقتی میشینه پای کامپیوتر یا تلویزیون میگه (( مامان ، قهوه یا یه چیز گاززدنی برام بیار )) از دست این دختر ، ما نمی تونیم حتی پنهانی هم قهوه درست کنیم فوری میگه ((یه بوهایی میآد !!! قهوه درست کردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه بوی خوبی میده ، منم میخوام ...))

موش موشک مامان  شبها وقتی میخواد بخوابه کلی خودشو برای مامان وبابا لوس میکنه . اول میره پیش بابا مسعود ، یه بوس و یه بغل محکم ازش میگیره ، بعد میآد پیش من و میگه (( مامان شما نفسسسسس منی ، بیا یه کم بغلت کنم ، دلم برات تنگ شده ، خیلی دوست دارم )) و بعد از کلی حرف زدن راضی میشه که شب بخیر بگه ...

چند وقتی هم میشه گیر داده به موضوع آشنایی من و بابا مسعودش . ازم میپرسه مامانی شما چه جوری با بابایی عاشق شدی و ازدواج کردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وقتی گفتم این حرفها چیه ؟؟؟؟ دیدم میگه ((جلوی کسی که نگفتم . فقط به شما میگم خب میخوام بدونم )) بهش گفتم وقتی بزرگتر شدی برات تعریف میکنم . با بی حوصلگی گفت مااااااااامااااااان .

قربونت برم عروسکم . از اینکه می بینم انقدر قشنگ حرف میزنی و برای مامان یه هم صحبت هستی خیلی خوشحالم ...

خوشحالم که تو رو دارم و با وجود گرمت تنهاااااااااااا نیستم... دوستت دارم .

نویسنده : اعظم مامان آوین ; ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩۱
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ آوین و گذر روزها

آوین و چند تا عکس از اولین روزهای بهار 

...
ادامه مطلب
نویسنده : اعظم مامان آوین ; ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها: آوین و بهار و عکس و دزفول
    پيام هاي ديگران()   لینک


+  

 سلام به همه دوستان گلم

عید دیدنی ، مسافرت ، گردش و تفریح خوش گذشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خسته نباشید  شاد و سلامت باشید و همیشه روزهاتون بهاری .

ما هم عید امسال به اتفاق خانواده عمو مسعود (دوست وهمکار بابایی مسعود) سفری داشتیم به شهرستان زیبا و بسیار دیدنی شیراز .

 لحظه تحویل سال دور هفت سین در پاسارگاد ، کنار مقبره کوروش کبیر ، آغاز بهار زیبای سال 91 را جشن گرفتیم .

هوا خیلی سرد بود اما هیجان مردم و خوندن یکصدای سرود های ای ایران و یار دبستانی و... هوای آفتابی ، اما بسیار سرد صبح اولین روز بهاری را زیبا و دل انگیز کرده بود .

بعضی از خانم ها هم با پوشیدن لباس محلی و خوندن منشور کوروش به استقبال سال نو رفتن .

 روزهای بعد هم از دیگر جاهای دیدنی شیراز مانند حافظیه ، آرامگاه سعدی ، شاهچراغ ، حمام وکیل ، ارگ کریم خان  ، باغ دلگشا ، دروازه قرآن و مقبره خواجوی کرمانی دیدن کردیم .

البته یک روز کامل هم برای دیدن تخت جمشید و شرکت در برنامه نور و صدای آن هم بخشی از سفرمون بود . وروجک کوچولوی ما هم با همبازی خودش ، هومان ، پسر عمو مسعود تا تونستن شیطنت میکردن .

جاتون سبز ، خیلی خوش گذشت و از مسافرتهایی بود که اصلا خسته نشدیم .

لطفاً از گالری تصاویر در ادامه مطلب دیدن نمائید .

...
ادامه مطلب
نویسنده : اعظم مامان آوین ; ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۱
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ بوی بهار

اسفند رو به پایان است . وقت کوچ کردن به فروردین , وقت بخشیدن و صاف کردن دل , پس مرا ببخش , اگر با نگاهی یا صدائی یا زبانی بر دلت ترکی انداخته ام ...

سالی پر از شادی و  بهروزی برای همه شما عزیزان آرزو مندم ...

نویسنده : اعظم مامان آوین ; ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ تمرین ها و نقاشی آوین جون

اگر از همان ابتدای کودکی نقاشی و تصاویری که کودکان ترسیم می کنند مورد تشویق قرار گیرد ، احساس خوبی خواهند داشت و در جهت ارتقای تصاویر کشیده شده تلاش بهتری خواهند کرد .

خانواده هایی که کودکشان به نقاشی علاقه دارند ، بهتر است محیط خانه را پذیرای هنر کودکانه آنها کنند . مثل من که در و دیواری برام نمونده هیچ ، هنر نقاشی وروجک به دست و پا و صورت وحتی به مبلها و بالشتش هم کشیده شده .

برای جلو گیری از خرابکاری بیشتر یه طرف از دیوار اتاقشو به ارتفاع یک متر کاغذ سفید چسبوندم تا هر کاری دلش  خواست انجام بده آخه آوین نقاشی کردن رو خیلی دوست داره ( خصوصا با آبرنگ ) اوایل می نشستم کنارش و بهش می گفتم اینو بکش ، اینجوری بکش و ....

چند وقتی گذاشتم به حال خود باشه . یه روز که نقاشی می کشید ، دیدم با ذوق وشوق اومده و میگه : "مامان اعظم ، ببین من یه موش کشیدم" گفتم ببینم . دیدم قربونش برم ، از رنگهای مختلف روی همدیگه استفاده کرد و یه چیزی که از نگاه خودش شبیه موش بود کشیده . همینطور یه چیز دیگه ای نشونم داد و گفت " به نظرت این چیه؟؟؟؟؟؟؟؟" گفتم شما بگو !! گفت "این یه خربزه هست" که راست میگفت  شبیه خربزه قاچ شده بود . از اون موقع به بعد سعی میکنم موقع نقاشی کمتر دخالت داشته باشم و بیشتر تشویقش می کنم .

مثلث ، مربع ، دایره ، خونه ، آدمک و رنگین کمان و... هم از خیلی وقت پیش می تونه بکشه .

دخترم دیگه میتونه خیلی راحت از 1 تا 20 بشماره و همین طور از 1 تا 10 انگلیسی و الفبای انگلیسی رو هم خوب میخونه . از کار با کامپیوتر چی بگم که پاشو کرده تو کفش باباش و واسه خودش یه پا مهندسه . برای اینکه چشماش اذیت نشه زیاد بهش اجازه نمیدم که بشینه پای کامپیوتر به خاطر همین وقتی اجازه میخواد  بهش میگم : "کامپیوتر روشن نمیشه " فوری میگه : " بیا مامان بهت بگم چه جوری روشن میشه " .

میگم اخه چقد بلایی دختر؟؟؟؟؟؟؟؟ میگه "خب مامان ببین من تمرینهامو باید انجام بدم" .

 

این هم عکسهای به قول خودش انجام تمرینات نقاشی کانون .

تمرین اشکال 

 

قاچ خربزه

نقاشی موش 

نویسنده : اعظم مامان آوین ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٠
تگ ها: آوین و نقاشی و تمرین
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ وروجک و ژستهاش

وااااااااااااای از دست آوین و ژستهاش .هر کاری که می کنه فوری ژست میگیره و میگه " مامان ، عکس " .

به علت تعداد زیاد عکسها اونا رو توی ادامه مطلب گذاشتم ...

...
ادامه مطلب
نویسنده : اعظم مامان آوین ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ; جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠
تگ ها: آوین و ژست
    پيام هاي ديگران()   لینک


+ بابای مهندس

برای همپای لحظه هایم ، مسعود مهربانم

به پاس  تمام زحماتت. . .

خدا را شاکرم که تو بهترین را در تقدیرم  قرار داد . تویی که همیشه وجودت به من آرامش  میده .

عزیزترینم ، به خاطر تو ، وجود مهربان تو ، و به خاطر میوه ی عشقمون " آوین عزیزم " و بابت این خونه ای که برام پر کردی از عشق و محبت ، همواره خدا را شکر می کنم و می خوام تا وقتی نفس می کشم لایق قلب مهربان تو باشم .

خدایا ماییم و دنیامون و تو .  میدونی که خیلی دوستت داریم . تنهامون نذار

روز مهندس رو به همسر عزیزم و همه باباهای مهندس تبریک میگم  .

نویسنده : اعظم مامان آوین ; ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ ; جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠
تگ ها: مهندس
    پيام هاي ديگران()   لینک